سالها پیش، در کشوری که آزادی بیان معنایی نداشت، نوجوانی بودم که نمیدانستم «دموکراسی» چیست.
در مدرسه به ما نگفته بودند. در تلویزیون نشانش نمیدادند. در خانواده هم کسی جرأت صحبت دربارهاش را نداشت. فکر میکردم «سیاست» چیزی است که فقط به سیاستمدارها مربوط میشود — نه به من، نه به زندگی روزمرهام.
وقتی بزرگتر شدم و به دنیای بیرون دسترسی پیدا کردم، شوکه شدم. فهمیدم چقدر چیزها را نمیدانستم. فهمیدم که میلیونها نفر مثل من هستند — انسانهایی باهوش و کنجکاو که فقط فرصت یادگیری نداشتهاند.
ملتما از همین جا شروع شد.
نه با بودجه کلان، نه با تیم بزرگ. فقط با یک باور ساده: اگر مردم بدانند، بهتر تصمیم میگیرند.