دوره پنجم و پایانی از مجموعه آموزش سواد سیاسی: چگونه کشورها با هم تعامل میکنند؟ سازمان ملل چه میکند؟ تحریمها چگونه کار میکنند؟ و جایگاه ایران در نظام جهانی کجاست؟
در این دوره با دکمههای تعاملی آشنا خواهید شد.
اطلاعات جالب
دکمههای بنفش حاوی آمار و اطلاعات تکمیلی هستند.
خلاصه و نکات مهم
دکمههای سبز خلاصه و نکات مهم را نشان میدهند.
حالا آمادهاید!
Why International Relations Matters to You
شاید فکر کنید روابط بینالملل فقط مربوط به سیاستمداران و دیپلماتهاست. اما واقعیت این است که تصمیمات بینالمللی هر روز روی زندگی شما تأثیر میگذارد — حتی اگر متوجه نباشید.
وقتی در خاورمیانه تنش بالا میرود یا جنگی شروع میشود، قیمت نفت جهانی بالا میرود. این یعنی شما پول بیشتری برای بنزین، گاز، و حتی غذا میدهید.
روابط سیاسی ایران با کشورهای دیگر مستقیماً تعیین میکند کجا میتوانید بروید، گرفتن ویزا چقدر سخت است، و حتی آیا میتوانید پرواز مستقیم داشته باشید.
تحریمهای بینالمللی مستقیماً روی دسترسی به دارو، لوازم پزشکی، قطعات یدکی، و فناوری تأثیر میگذارد. این یک موضوع «سیاسی دور» نیست — زندگی روزمره است.
تغییرات اقلیمی مرز نمیشناسد. توافقات بینالمللی (مثل توافق پاریس) تعیین میکند هوایی که نفس میکشید چقدر آلوده باشد و آب چقدر کمیاب شود.
به زبان ساده: در دنیای امروز، هیچ کشوری جزیرهای جدا نیست. تصمیمی که در واشنگتن، پکن یا مسکو گرفته میشود، میتواند فردا روی سفره شما و سلامت خانوادهتان تأثیر بگذارد. پس دانستن «قواعد بازی» جهانی حق شماست.
National Sovereignty: The Foundation of World Order
قبل از اینکه سازمان ملل و قوانین بینالمللی را بفهمیم، باید یک مفهوم اساسی را یاد بگیریم: حاکمیت ملی.
حاکمیت ملی یعنی: هر کشور ارباب خانه خودش است. هر کشور حق دارد در داخل مرزهای خودش هر طور که میخواهد حکومت کند، و هیچ کشور دیگری حق ندارد در امور داخلیاش دخالت کند.
از صلح وستفالی (۱۶۴۸) در اروپا. قبل از آن، پاپ و امپراتور فکر میکردند حق دارند در همه جا دخالت کنند. بعد از ۳۰ سال جنگ خونین مذهبی که میلیونها نفر را کشت، کشورهای اروپایی توافق کردند:
چرا مهم است؟ وقتی در اخبار میشنوید یک کشور از «دخالت در امور داخلی» شکایت میکند یا میگوید «این نقض حاکمیت ماست»، دارد به همین اصل ۴۰۰ ساله استناد میکند.
International Anarchy: Why No World Police?
در داخل هر کشور، یک سیستم وجود دارد: دولت قانون میگذارد، پلیس اجرا میکند، دادگاه قضاوت میکند. اگر کسی قانون را بشکند، مجازات میشود. اما در سطح جهانی چطور؟
این همان چیزی است که متخصصان به آن «آنارشی بینالمللی» میگویند. آنارشی در اینجا به معنای هرجومرج نیست. معنایش این است که هیچ دولت جهانی بالاتر از همه کشورها وجود ندارد که بتواند قانون وضع کند و همه را مجبور به اطاعت کند.
دولت ← قانون ← پلیس ← دادگاه ← زندان
اگر قانون را بشکنید، مجازات میشوید
کشورها ← توافق داوطلبانه ← ؟ ← ؟
هیچ نیرویی نمیتواند اجبار کند
چون جنگ گران است، همکاری سودمند است، و کشورها میترسند دیگران علیهشان متحد شوند. نظم جهانی بر پایه «ترس از عواقب» و «سود همکاری» است، نه قانون اجباری.
نتیجه مهم: وقتی یک کشور قوی (مثل آمریکا یا روسیه یا چین) قانون بینالمللی را میشکند، کسی نمیتواند مجبورش کند که متوقف شود — مگر اینکه کشورهای دیگر با هم متحد شوند و فشار بیاورند. این توضیح میدهد چرا سازمان ملل گاهی «بیدندان» به نظر میرسد.
The United Nations: Humanity's Hope After War
جنگ جهانی دوم فاجعهبارترین جنگ تاریخ بود: حدود ۷۰ تا ۸۵ میلیون نفر کشته شدند. شهرها ویران شدند. هولوکاست اتفاق افتاد. دو بمب اتمی روی ژاپن ریخت.
بعد از این فاجعه، رهبران جهان گفتند: «دیگر بس است. باید سازمانی بسازیم که جلوی جنگهای آینده را بگیرد.» در سال ۱۹۴۵، سازمان ملل متحد با ۵۱ کشور عضو در سانفرانسیسکو تأسیس شد.
کشور عضو امروز
سال تأسیس
زبان رسمی
مقر اصلی
مثل یک پارلمان جهانی. همه ۱۹۳ کشور عضو هستند و هر کدام یک رأی دارند. تصمیماتش الزامآور نیست اما وزن سیاسی دارد.
قدرت واقعی اینجاست. ۱۵ عضو دارد که ۵ تایشان دائم هستند و حق وتو دارند. تنها نهادی که تصمیماتش الزامآور است.
اداره روزانه سازمان. دبیرکل رئیس آن است. الان آنتونیو گوترش از پرتغال این سمت را دارد.
دادگاه اصلی سازمان ملل در لاهه. به اختلافات حقوقی بین کشورها رسیدگی میکند.
فارسی زبان رسمی نیست، با اینکه بیش از ۱۱۰ میلیون گویشور دارد.
General Assembly vs Security Council
دو بخش مهم سازمان ملل تفاوت اساسی دارند: مجمع عمومی به همه کشورها صدا میدهد اما فقط توصیه میکند. شورای امنیت فقط ۱۵ عضو دارد اما تصمیماتش الزامآور است. نتیجه؟ دموکراسی در یک طرف، قدرت واقعی در طرف دیگر.
مثل یک پارلمان جهانی که همه صدا دارند اما فشارش اخلاقی و سیاسی است، نه قانونی.
تنها نهاد در جهان که میتواند قانوناً دستور جنگ یا صلح بدهد.
در ۲۰۱۲، مجمع عمومی با ۱۳۸ رأی موافق فلسطین را به عنوان «دولت ناظر» به رسمیت شناخت. اما هر بار که عضویت کامل به شورای امنیت میرسد، آمریکا وتو میکند. ۱۳۸ کشور بله گفتند، اما یک «نه» کافی بود.
به زبان ساده: مجمع عمومی صدای جهان است، شورای امنیت بازوی قدرت. در عمل، ۵ کشور با حق وتو بیشتر از ۱۸۸ کشور دیگر تعیینکنندهاند.
برندگان جنگ جهانی دوم. این ترکیب از ۱۹۴۵ تغییر نکرده:
هر سال ۵ عضو جدید توسط مجمع عمومی انتخاب میشوند و هر عضو ۲ سال میماند. رأی دارند اما حق وتو ندارند.
Veto Power: The Ultimate Weapon
وتو کلمهای لاتین به معنای «من منع میکنم». در شورای امنیت، اگر حتی یکی از ۵ عضو دائم رأی منفی بدهد، قطعنامه رد میشود — حتی اگر ۱۴ عضو دیگر موافق باشند! این یعنی یک کشور میتواند خواست بقیه جهان را خنثی کند.
قبل از سازمان ملل، «جامعه ملل» وجود داشت که شکست خورد چون آمریکا عضو نشد. وقتی سازمان ملل تأسیس میشد، قدرتهای بزرگ شرط گذاشتند: «اگر بتوانید ما را مجبور کنید، عضو نمیشویم.» بدون آنها سازمان ملل بیمعنا بود. پس وتو قیمتی بود که برای حضور قدرتهای بزرگ پرداخت شد.
روسیه/شوروی
آمریکا
بریتانیا
چین
فرانسه
نکته: شوروی در دوران جنگ سرد (۱۹۴۶ تا ۱۹۶۹) آنقدر وتو کرد که لقب «مستر نه» گرفت. از دهه ۱۹۷۰ به بعد آمریکا بیشتر وتو میکند، بهویژه درباره اسرائیل.
وقتی یکی از ۵ عضو دائم یا متحدش جنایتی مرتکب شود، شورا فلج میشود. روسیه قطعنامههای اوکراین را وتو میکند. آمریکا بارها قطعنامههای مربوط به اسرائیل و فلسطین را وتو کرده. نتیجه: «عدالت بینالمللی» در عمل برای همه یکسان نیست.
آمریکا قطعنامه آتشبس انساندوستانه در غزه را وتو کرد. ۱۲ کشور موافق، ۱ مخالف (آمریکا)، ۲ ممتنع. یک «نه» خواست ۱۲ کشور را بیاثر کرد. این دقیقاً همان مشکلی است که منتقدان وتو از آن صحبت میکنند.
برای تغییر منشور سازمان ملل، دوسوم اعضا باید رأی بدهند و هر پنج عضو دائم باید موافقت کنند. یعنی هر کشوری که از وتو سود میبرد، میتواند هر تلاش اصلاحی را وتو کند!
به همین دلیل است که ساختار شورای امنیت از ۱۹۴۵ تقریباً هیچ تغییری نکرده.
International Courts: ICJ vs ICC
در داخل یک کشور، اگر کسی جرم کند دادگاه محاکمهاش میکند. اما در سطح بینالمللی چه؟ دو دادگاه مهم در شهر لاهه هلند وجود دارد که خیلیها قاطیشان میکنند، اما کاملاً متفاوتند: یکی کشورها را محاکمه میکند، دیگری افراد را.
نمونه: شکایت آفریقای جنوبی علیه اسرائیل بابت نسلکشی (۲۰۲۴)، شکایت ایران از آمریکا بابت تحریمها
نمونه: حکم بازداشت پوتین (۲۰۲۳)، حکم بازداشت نتانیاهو (۲۰۲۴)
آمریکا، روسیه، چین، هند و اسرائیل عضو ICC نیستند و احکام آن را به رسمیت نمیشناسند. این یعنی قدرتمندترین کشورهای جهان عملاً از پیگرد مصوناند. حتی اگر ICC حکم بازداشت صادر کند، بدون همکاری کشورها قادر به اجرا نیست.
دور باطل: شورای امنیت میتواند پروندهای را به ICC ارجاع دهد، حتی علیه غیراعضا. اما همان ۵ کشور دائم میتوانند این ارجاع را وتو کنند. یعنی اگر متهم متحد یکی از آنها باشد، پرونده اصلاً به ICC نمیرسد.
ICJ
کشور الف شکایت میکند از کشور ب
ICC
یک رهبر یا فرمانده به خاطر جنایت محاکمه میشود
IMF, World Bank & WTO
سازمان ملل تنها نهاد بینالمللی نیست. سه سازمان بزرگ اقتصادی وجود دارند که شاید کمتر شناخته شوند اما تأثیرشان روی زندگی روزمره مردم بسیار مستقیم است. این سه نهاد در کنفرانس برتون وودز (۱۹۴۴) در آمریکا طراحی شدند، حتی قبل از پایان جنگ جهانی دوم.
IMF
آتشنشان مالی جهان. وقتی کشوری دچار بحران ارزی یا ورشکستگی شود، IMF وام اضطراری میدهد. اما این وام رایگان نیست: کشور باید «ریاضت اقتصادی» اجرا کند، یعنی کاهش یارانهها، خصوصیسازی، و آزادسازی قیمتها.
World Bank
برای پروژههای توسعه بلندمدت وام میدهد: ساختن سد، جاده، مدرسه، بیمارستان. هدف کمک به رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه است، اما منتقدان میگویند شرایط وامها بیشتر به نفع سرمایهگذاران خارجی است.
WTO
قوانین تجارت بین کشورها را تنظیم میکند. اگر کشوری احساس کند دیگری در تجارت تقلب میکند (مثلاً دامپینگ یا تعرفه غیرقانونی) میتواند اینجا شکایت کند.
نکته مهم: این سه سازمان بخشی از سازمان ملل نیستند، اما تأثیرشان روی اقتصاد کشورها بسیار مستقیم است. وقتی IMF به کشوری وام میدهد، شرایطش میتواند قیمت نان، بنزین و دارو را تغییر دهد. وقتی WTO قوانین تجاری را عوض میکند، قیمت کالاهای وارداتی بالا یا پایین میرود. تصمیمات این نهادها، حتی اگر در واشنگتن یا ژنو گرفته شود، مستقیماً روی سفره مردم عادی تأثیر میگذارد.
در ۲۰۱۰ یونان ورشکست شد و از IMF و اتحادیه اروپا وام گرفت. شرط وام: کاهش شدید حقوق کارمندان، قطع یارانهها، و خصوصیسازی. نتیجه: بیکاری جوانان به بیش از ۵۰ درصد رسید و اعتراضات گسترده شد.
EU, NATO & Others
سازمان ملل تنها بازیگر نیست. کشورهای همسایه یا هممنفعت، سازمانهای منطقهای تشکیل دادهاند که گاهی مؤثرتر از سازمان ملل عمل میکنند، چون اعضای کمتر و منافع مشترک بیشتری دارند.
۲۷ کشور عضو
عمیقترین همکاری منطقهای در جهان. پول مشترک (یورو)، پارلمان مشترک، و بازار مشترک. شهروندان میتوانند بدون ویزا در هر کشور عضو زندگی و کار کنند. یک فرانسوی میتواند فردا در آلمان مشغول کار شود.
۳۲ کشور عضو
قویترین اتحاد نظامی تاریخ. ماده ۵: حمله به یک عضو = حمله به همه. تنها یک بار فعال شد: بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به آمریکا.
۵۵ کشور عضو
بزرگترین سازمان منطقهای از نظر تعداد اعضا. هدف: همکاری سیاسی و اقتصادی. اما اختلافات داخلی و ضعف مالی مانع اثرگذاری قوی شده.
۲۲ کشور عضو
با وجود زبان و فرهنگ مشترک، به خاطر رقابتهای سیاسی عمیق (مثل اختلاف عربستان و قطر) معمولاً نمیتواند موضع واحدی بگیرد.
چرا مهم است؟ وقتی سازمان ملل به خاطر وتو فلج میشود، سازمانهای منطقهای گاهی خلأ را پر میکنند. مثلاً اتحادیه اروپا بعد از حمله روسیه به اوکراین سریعتر از سازمان ملل تحریمها را اعمال کرد.
شامل چین، روسیه، هند، پاکستان و... ایران از ۲۰۲۳ عضو کامل است. این سازمان رقیب غربیها محسوب میشود و نشاندهنده شکلگیری بلوکهای جدید قدرت است.
۱۰ کشور عضو
سازمان کشورهای جنوب شرق آسیا. با ۶۸۰ میلیون جمعیت و اقتصاد رو به رشد، نقش مهمی در تجارت آسیا دارد. اصل اصلیاش: عدم دخالت در امور داخلی اعضا.
Soft Power vs Hard Power
کشورها برای رسیدن به اهدافشان دو راه دارند: یا طرف مقابل را مجبور کنند، یا او را جذب کنند. این تقسیمبندی را جوزف نای، استاد هاروارد، در دهه ۱۹۹۰ مطرح کرد و امروز یکی از مهمترین مفاهیم روابط بینالملل است.
وادار کردن دیگران با زور یا تهدید:
سریع نتیجه میدهد، اما پرهزینه است و دشمنی ایجاد میکند.
جذب کردن دیگران بدون اجبار:
کُند اما پایدار. وقتی مردم یک کشور را دوست داشته باشند، دولتشان هم همکاری میکند.
بهترین سیاست خارجی فقط مشت آهنین یا فقط لبخند نیست، بلکه ترکیب هر دو است. مثلاً آمریکا همزمان بزرگترین ارتش جهان را دارد (قدرت سخت) و هالیوود و دانشگاههایش میلیونها نفر را جذب میکند (قدرت نرم).
به زبان ساده: فرض کنید همسایهتان موسیقی بلند گوش میدهد. میتوانید پلیس خبر کنید یا تهدیدش کنید (قدرت سخت)، یا میتوانید باهاش دوست شوید و ازش بخواهید صدا را کم کند (قدرت نرم). روابط بین کشورها هم دقیقاً به همین شکل کار میکند.
کره جنوبی
K-Pop، سامسونگ، سینما. بدون شلیک یک گلوله، میلیاردها طرفدار در جهان ساخته.
کره شمالی
سلاح هستهای، ارتش بزرگ. همه از آن میترسند، اما هیچکس دوستش ندارد.
کدام موفقتر است؟ کره جنوبی با قدرت نرم، نفوذ جهانی بسیار بیشتری دارد.
Diplomacy: The Art of Negotiation
دیپلماسی قدیمیترین ابزار روابط بینالملل است. ایدهاش ساده است: وقتی دو کشور اختلاف دارند، یا میجنگند (پرهزینه، پرتلفات) یا حرف میزنند (ارزانتر، امنتر). دیپلماسی همان «حرف زدن» است، اما در سطحی بسیار حرفهای و پیچیده.
مذاکره مستقیم بین دو کشور. مثلاً مذاکرات ایران و عربستان در پکن (۲۰۲۳) که با میانجیگری چین به توافق رسید و روابط دیپلماتیک از سر گرفته شد.
چند کشور همزمان پای میز مذاکره. مثلاً مذاکرات هستهای ایران (برجام) که شامل ایران، آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا، فرانسه و آلمان بود.
به جای صحبت با دولت، با مردم کشور دیگر ارتباط برقرار میکنید. رسانههای بینالمللی، تبادل دانشجو، و رویدادهای فرهنگی همه ابزارهای این نوع دیپلماسیاند.
مذاکرات محرمانه که از چشم رسانهها و افکار عمومی دور است. بسیاری از بزرگترین توافقات تاریخ ابتدا پشت درهای بسته شکل گرفتند.
هر کشور در کشورهای دیگر سفارتخانه دارد. سفارتخانه فقط محل صدور ویزا نیست. سفیر نماینده رسمی کشورش است و چند وظیفه مهم دارد: حفاظت از شهروندانش در خارج، جمعآوری اطلاعات سیاسی و اقتصادی، و مذاکره با دولت میزبان.
طبق کنوانسیون وین ۱۹۶۱، سفارتخانهها «مصونیت دیپلماتیک» دارند: پلیس کشور میزبان حق ندارد بدون اجازه وارد سفارت شود. به همین دلیل است که سفارتخانهها گاهی به پناهگاه تبدیل میشوند.
وقتی دو کشور روابط دیپلماتیکشان را قطع میکنند، این آخرین هشدار قبل از جنگ محسوب میشود. یعنی دیگر حتی حاضر نیستند حرف بزنند.
بر عکس، وقتی دو دشمن سفارتخانه باز میکنند، نشانه امید به صلح است.
International Sanctions
تحریم یعنی محدود کردن روابط اقتصادی یا سیاسی با یک کشور برای فشار آوردن بر رفتارش. تحریم ابزاری است بین دیپلماسی و جنگ: وقتی حرف زدن کافی نیست اما جنگ هم گزینه نیست، کشورها به تحریم متوسل میشوند.
سنگینترین نوع. شامل منع تجارت، منجمد کردن داراییهای خارجی، و قطع دسترسی به سیستم بانکی بینالمللی (SWIFT). وقتی یک کشور از SWIFT قطع شود، عملاً نمیتواند با دنیا معامله مالی کند.
منع فروش سلاح و تجهیزات نظامی. معمولاً اولین قدم شورای امنیت است و کمترین بحث را دارد، چون اکثر کشورها با آن موافقند.
ممنوعیت صدور ویزا و سفر برای مقامات مشخص. هدف فشار شخصی روی تصمیمگیرندگان است. این افراد نمیتوانند به کشورهای تحریمکننده سفر کنند.
فقط علیه افراد یا شرکتهای خاص، نه کل کشور. ایدهاش این است که رهبران را تحت فشار بگذارد بدون اینکه مردم عادی آسیب ببینند. در عمل، جدا کردن این دو همیشه آسان نیست.
جواب سادهای ندارد. تحریمها علیه آفریقای جنوبی (آپارتاید) نقش مهمی در تغییر رژیم داشتند. اما تحریمهای کوبا بیش از ۶۰ سال است ادامه دارد و حکومت هنوز پابرجاست. بزرگترین انتقاد این است که مردم عادی بیشتر از حکومت آسیب میبینند: کمبود دارو، گرانی مواد غذایی، و مشکلات بانکی روزمره.
ایران یکی از تحریمشدهترین کشورهای جهان است. تحریمهای آمریکا از ۱۹۷۹ (بعد از گروگانگیری سفارت) و تحریمهای سازمان ملل از ۲۰۰۶ (به خاطر برنامه هستهای) شروع شد. توافق برجام در ۲۰۱۵ بخشی از تحریمها را برداشت، اما با خروج آمریکا در ۲۰۱۸، تحریمها شدیدتر از قبل بازگشتند.
شورای امنیت
الزامآور برای همه. اما نیاز به رأی ۹ عضو و بدون وتو دارد.
یکجانبه (مثل آمریکا)
آمریکا به تنهایی تحریم وضع میکند. چون دلار ارز جهانی است، اثرش بسیار گسترده است.
Treaties & International Law
معاهده یک قرارداد رسمی بین کشورهاست. همانطور که شما وقتی خانه اجاره میکنید قرارداد امضا میکنید، کشورها هم برای تنظیم روابطشان معاهده امضا میکنند. تفاوت مهم: اگر شما قرارداد را بشکنید، دادگاه هست. اگر کشوری معاهده را بشکند... خب، همیشه کسی نیست که مجازاتش کند.
یک معاهده چهار مرحله دارد. مهم است بدانید که «امضا» به تنهایی کافی نیست — تا پارلمان تصویب نکند، الزامآور نمیشود:
چانهزنی روی متن
اعلام نیت، هنوز الزامآور نیست
پارلمان تأیید میکند
الزامآور میشود
قوانین جنگ. نحوه رفتار با اسیران جنگی، غیرنظامیان و مجروحان. حتی در جنگ هم خطوط قرمزی وجود دارد.
هدف: جلوگیری از گسترش سلاح هستهای. ایران عضو است. کره شمالی عضو بود اما در ۲۰۰۳ خارج شد و بمب ساخت.
مقابله با تغییرات اقلیمی. ۱۹۵ کشور عضوند. هدف: محدود کردن گرمایش زمین به ۱.۵ درجه سلسیوس.
توافق هستهای ایران با ۵+۱. ایران غنیسازی را محدود کرد، در عوض تحریمها کاهش یافت. آمریکا در ۲۰۱۸ یکجانبه خارج شد.
در داخل کشورها، قانون پشتوانه اجرایی دارد: پلیس، دادگاه، زندان. اما در سطح بینالمللی «پلیس جهانی» وجود ندارد. اگر کشوری معاهدهای را نقض کند، مجازات تضمینشده نیست. به همین دلیل قدرتهای بزرگ راحتتر قوانین بینالمللی را زیر پا میگذارند.
خیلی از مردم فکر میکنند وقتی رئیسجمهور معاهدهای را امضا کرد، تمام است. اما امضا فقط «اعلام نیت» است. تا زمانی که پارلمان آن را تصویب نکند، کشور ملزم به اجرا نیست. به همین دلیل بعضی معاهدات سالها امضا شدهاند اما هرگز تصویب نشدهاند.
Sovereignty vs Humanitarian Intervention (R2P)
یکی از سختترین سؤالهای روابط بینالملل: اگر یک دولت مردم خودش را بکشد، آیا بقیه جهان حق دارد مداخله کند؟ از یک طرف، حاکمیت ملی میگوید هیچ کشوری حق دخالت در امور داخلی دیگری را ندارد. از طرف دیگر، وجدان بشری میگوید نمیشود شاهد نسلکشی بود و کاری نکرد.
سازمان ملل در ۲۰۰۵ این اصل را پذیرفت: اگر دولتی نتواند یا نخواهد از شهروندانش در برابر چهار جنایت بزرگ محافظت کند، جامعه بینالمللی مسئولیت دارد وارد شود.
نسلکشی
جنایات جنگی
پاکسازی قومی
جنایت علیه بشریت
کوزوو ۱۹۹۹
ناتو بدون مجوز شورای امنیت بمباران کرد. پاکسازی قومی متوقف شد، اما قانونی بودنش هنوز بحثبرانگیز است.
لیبی ۲۰۱۱
شورای امنیت مجوز داد. قذافی سقوط کرد، اما لیبی به هرج و مرج فرو رفت. منتقدان میگویند R2P بهانه تغییر رژیم شد.
سوریه ۲۰۱۱+
صدها هزار کشته، میلیونها آواره. روسیه و چین بارها قطعنامهها را وتو کردند. R2P عملاً اجرا نشد.
اجرای R2P نیاز به تصویب شورای امنیت دارد. اما همان ۵ کشور دائم میتوانند آن را وتو کنند. یعنی مسئولیت حفاظت فقط وقتی اجرا میشود که منافع هیچکدام از قدرتهای بزرگ به خطر نیفتد.
Refugees & Asylum Seekers
پناهندگی یکی از قدیمیترین پدیدههای بشری است، اما امروز در بزرگترین مقیاس تاریخ قرار داریم. طبق آمار سازمان ملل (UNHCR)، در سال ۲۰۲۳ بیش از ۱۱۰ میلیون نفر در جهان آواره بودند. این یعنی تقریباً از هر ۷۰ نفر در جهان، یک نفر از خانهاش رانده شده است.
کسی که به خاطر جنگ، آزار سیاسی، مذهبی یا قومی از کشورش فرار کرده و نمیتواند برگردد. وضعیتش رسماً تأیید شده و تحت حمایت حقوق بینالمللی است.
کسی که درخواست پناهندگی داده اما هنوز پروندهاش بررسی نشده. ممکن است ماهها یا سالها در بلاتکلیفی منتظر بماند.
از خانهاش فرار کرده اما هنوز در کشور خودش است. مثل میلیونها سوری که از شهرشان گریختند اما از سوریه خارج نشدند.
کسی که برای کار، تحصیل یا زندگی بهتر مهاجرت میکند. تفاوت اصلی: مهاجر انتخاب میکند، پناهنده مجبور است.
طبق کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان، هیچ کشوری حق ندارد پناهندهای را به جایی بفرستد که جانش در خطر است. این اصل سنگ بنای حقوق پناهندگان است و یکی از معدود قوانین بینالمللی است که تقریباً همه کشورها آن را قبول دارند.
ایران حدود ۳.۴ میلیون افغان را در خود جای داده (حدود ۴ درصد جمعیت) و یکی از بزرگترین میزبانان پناهنده در جهان است. سه موج بزرگ: تهاجم شوروی (۱۹۷۹)، جنگ داخلی (دهه ۱۹۹۰)، و بازگشت طالبان (۲۰۲۱). در همان حال، ایرانیها هم به دلایل سیاسی و اقتصادی در بسیاری کشورها پناهنده شدهاند.
منبع: UNHCR 2023
Global Challenges of the 21st Century
تا اینجا یاد گرفتیم کشورها چطور با هم تعامل میکنند. اما بعضی مشکلات آنقدر بزرگ هستند که از مرزهای ملی فراتر میروند و هیچ کشوری، هرقدر هم قدرتمند، به تنهایی توان حلشان را ندارد. اینها چالشهای جهانی قرن ۲۱ هستند.
دمای زمین در حال افزایش است. یخچالهای قطبی آب میشوند، سطح دریا بالا میآید، و الگوهای آب و هوایی به هم میریزد. خشکسالی، سیل، و طوفانهای شدیدتر نتیجه مستقیم آن است. توافق پاریس (۲۰۱۵) تلاشی جهانی برای محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه است، اما اکثر کشورها هنوز به تعهداتشان عمل نکردهاند.
۹ کشور در جهان سلاح هستهای دارند و مجموعاً حدود ۱۲,۵۰۰ کلاهک هستهای وجود دارد — کافی برای نابودی چندباره تمدن بشری. با تنشهای روسیه-اوکراین و کره شمالی، خطر استفاده از سلاح هستهای به بالاترین سطح از زمان جنگ سرد رسیده.
کووید-۱۹ نشان داد ویروسها مرز نمیشناسند. بیش از ۷ میلیون نفر رسماً جان باختند. درس بزرگ: بدون همکاری جهانی در واکسنسازی و اشتراکگذاری اطلاعات، همهگیری بعدی میتواند بدتر باشد.
جنگهای آینده شاید با کلیک شروع شوند، نه با شلیک. حملات سایبری میتوانند شبکه برق، سیستم بانکی، و بیمارستانها را فلج کنند. هنوز هیچ معاهده بینالمللی جامعی برای تنظیم جنگ سایبری وجود ندارد.
نکته مشترک: همه این چالشها یک ویژگی دارند: مرز نمیشناسند. آلودگی هوای چین به آمریکا میرسد. ویروسی که در یک شهر شروع شود، ظرف هفتهها کل جهان را درگیر میکند. در قرن ۲۱، حاکمیت ملی به تنهایی کافی نیست — حتی دشمنان هم باید همکاری کنند.
هوش مصنوعی با سرعتی خیرهکننده پیشرفت میکند. میتواند اخبار جعلی بسازد، مشاغل را حذف کند، و حتی در تصمیمات نظامی به کار رود. هنوز هیچ توافق بینالمللی جدی برای مهار آن وجود ندارد و کشورها در رقابت با هم هستند، نه در همکاری.
Iran in the International System
حالا که مفاهیم روابط بینالملل را یاد گرفتیم، بیایید ببینیم ایران کجای این نقشه قرار دارد. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی (پل بین خاورمیانه، آسیای مرکزی و جنوب آسیا)، منابع عظیم انرژی، و تاریخ چند هزار ساله، همواره بازیگری مهم در صحنه بینالمللی بوده است.
ایران یکی از ۵۱ کشور مؤسس سازمان ملل است. نمایندگان ایران در تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر هم مشارکت داشتند.
ایران عضو پیمان منع گسترش هستهای است. برنامه هستهای ایران از اوایل دهه ۲۰۰۰ موضوع مناقشه بینالمللی بوده و منجر به قطعنامههای شورای امنیت و مذاکرات متعدد شده.
ایران دارای دومین ذخایر گاز و چهارمین ذخایر نفت جهان است. اوپک قیمت و میزان تولید نفت را هماهنگ میکند و تصمیماتش مستقیماً بر اقتصاد جهان تأثیر دارد.
ایران پس از سالها عضویت ناظر، در ۲۰۲۳ عضو کامل شد. این سازمان شامل چین، روسیه، هند و پاکستان است و بخشی از شکلگیری بلوکهای غیرغربی محسوب میشود.
در ۲۰۱۵ توافق برجام بین ایران و گروه ۵+۱ امضا شد: ایران غنیسازی اورانیوم را محدود کرد و در عوض تحریمها کاهش یافت. در ۲۰۱۸ آمریکا به صورت یکجانبه از توافق خارج شد و تحریمها را بازگرداند. وضعیت فعلی توافق نامشخص است.
یادآوری: هدف این اسلاید ارائه اطلاعات و واقعیتهاست. جایگاه ایران در نظام بینالملل موضوعی پیچیده و چندوجهی است. شما با دانشی که در این دوره کسب کردهاید، میتوانید خودتان تحلیل و قضاوت کنید.
ایران از تحریمشدهترین کشورهای جهان است. تحریمها شامل محدودیتهای بانکی، نفتی، و تجاری میشود. تحریمهای آمریکا از ۱۹۷۹ و تحریمهای سازمان ملل از ۲۰۰۶ اعمال شده. این تحریمها تأثیر مستقیمی بر اقتصاد و زندگی روزمره مردم ایران داشته است.
مجموعه کامل سواد سیاسی ملتما را به پایان رساندید! «دانش سیاسی سلاح شهروند آگاه است. از آن استفاده کنید.»
حداقل ۷۰٪ برای دریافت گواهینامه · ورود به حساب کاربری لازم است
در اسلاید بعدی واژهنامه اصطلاحات کلیدی را مرور کنید
Glossary of International Relations Terms
National Sovereignty
حق هر کشور برای حکومت بر سرزمین خود بدون دخالت خارجی
International Anarchy
نبود دولت جهانی بالاتر از کشورها که بتواند قانون وضع و اجرا کند
Veto Power
قدرت ۵ عضو دائم شورای امنیت برای رد هر قطعنامهای
Resolution
تصمیم رسمی سازمان ملل. قطعنامههای شورای امنیت الزامآور است.
Diplomacy
هنر مذاکره و مدیریت روابط بین کشورها بدون توسل به جنگ
Sanctions
محدودیتهای اقتصادی یا سیاسی علیه یک کشور برای فشار آوردن
Treaty
توافق رسمی و الزامآور بین دو یا چند کشور
Soft Power
توانایی تأثیرگذاری از طریق جذابیت فرهنگی، نه زور
Hard Power
استفاده از زور نظامی یا فشار اقتصادی برای تأثیرگذاری
Refugee
کسی که به خاطر جنگ یا اذیت مجبور به فرار از کشورش شده
R2P (Responsibility to Protect)
اصل مداخله بینالمللی برای جلوگیری از نسلکشی و جنایات جنگی
Multilateralism
همکاری چند کشور برای حل مشکلات مشترک
Geopolitics
تأثیر جغرافیا بر سیاست و روابط قدرت بین کشورها
Non-refoulement
اصل ممنوعیت بازگرداندن پناهنده به جایی که جانش در خطر است
Rules-Based Order
سیستم بینالمللی که بر پایه قوانین و نهادهای مشترک کار میکند
این یک نمونه است! در هر اسلاید، اطلاعات جالب و تکمیلی در این بخش قرار میگیرد.
این یک نمونه است! خلاصه و نکات مهم هر اسلاید در این بخش قرار میگیرد.
وقتی در فوریه ۲۰۲۲ روسیه به اوکراین حمله کرد، قیمت نفت در عرض چند هفته از ۸۰ دلار به بیش از ۱۳۰ دلار رسید. یک تصمیم سیاسی در مسکو، مستقیماً قیمت بنزین را در سراسر جهان بالا برد.
اوکراین و روسیه با هم حدود ۳۰ درصد گندم جهان را صادر میکنند. با شروع جنگ، قیمت نان در مصر، لبنان، و حتی ایران بالا رفت. مردم قاهره برای خرید نان صف میکشیدند، نه به خاطر مشکل داخلی، بلکه به خاطر جنگی که هزاران کیلومتر دورتر بود.
اقتصاددانان به این پدیده «جهانیشدن» میگویند: دنیا آنقدر به هم متصل شده که هیچ اتفاقی واقعاً «محلی» نیست. یک ویروس در چین مدارس ایران را تعطیل میکند. یک تصمیم در واشنگتن قیمت دارو در تهران را بالا میبرد. حجم تجارت جهانی از ۲ تریلیون دلار در سال ۱۹۷۰ به بیش از ۲۵ تریلیون دلار در ۲۰۲۲ رسیده، یعنی ۱۲ برابر در ۵۰ سال!
یک روز معمولی شما، قبل از صبحانه، چند بار با روابط بینالملل برخورد میکند؟ بیایید ببینیم.
ساعت ۶:۳۰ — زنگ گوشی
گوشی شما با تراشهای طراحیشده در آمریکا، ساختهشده در تایوان، مونتاژشده در چین، با مواد معدنی از کنگو کار میکند. اگر رابطه هر کدام از این کشورها بهم بخورد، گوشی بعدی شما یا گرانتر میشود یا اصلاً تولید نمیشود.
ساعت ۶:۴۵ — چای صبح
چای شما احتمالاً از سریلانکا یا هند وارد شده. شکر از برزیل. وقتی سال ۲۰۲۲ سریلانکا ورشکست شد، قیمت چای جهانی ۳۵٪ بالا رفت. یک بحران اقتصادی در جزیرهای کوچک، استکان چای شما را گرانتر کرد.
ساعت ۷:۰۰ — شبکههای اجتماعی
اینستاگرام متعلق به شرکت متا در آمریکاست و سرورهایش در ۱۷ کشور پراکندهاند. تصمیمات تنظیمگری اتحادیه اروپا درباره حریم خصوصی، قابلیتهای اپلیکیشنی که شما در تهران استفاده میکنید را تغییر میدهد.
ساعت ۷:۱۵ — صبحانه
نان با گندم احتمالاً روسی یا کانادایی، پنیر با فرمول دانمارکی، روغن از دانههای اوکراینی. حتی یک صبحانه ساده ایرانی محصول همکاری دهها کشور است.
نتیجه: قبل از ساعت ۸ صبح، حداقل با ۱۵ کشور ارتباط غیرمستقیم داشتهاید. روابط بینالملل «آنجا» نیست، همینجاست، روی میز صبحانه شما.
جنگ سیساله (۱۶۱۸ تا ۱۶۴۸) یکی از وحشتناکترین جنگهای تاریخ بشر بود. این جنگ که به ظاهر درباره مذهب (کاتولیک در برابر پروتستان) بود، در واقع درباره قدرت بود. حدود ۸ میلیون نفر کشته شدند، یعنی تقریباً یک سوم جمعیت مناطق درگیر.
وقتی بالاخره همه از جنگ خسته شدند، نمایندگان ۱۰۹ دولت در شهرهای وستفالی جمع شدند و بعد از پنج سال مذاکره طاقتفرسا، به نتیجهای انقلابی رسیدند:
هر حاکم حق دارد دین سرزمینش را انتخاب کند و هیچکس حق دخالت ندارد.
قبل از صلح وستفالی، پاپ و امپراتور مقدس روم ادعا میکردند که بر همه مسیحیان حکومت میکنند. صلح وستفالی این ادعا را رد کرد و گفت: هر کشور ارباب خانه خودش است. این اصل، پایه نظام بینالمللی مدرن شد و تا امروز همچنان اعتبار دارد.
۲۴ اکتبر ۱۶۴۸: امضای معاهدات صلح وستفالی. این تاریخ «تولد نظام بینالمللی مدرن» نامیده میشود.
حاکمیت ملی در تئوری ساده به نظر میرسد، اما در عمل پر از تناقض است. بیایید با سه داستان واقعی ببینیم این اصل چطور آزمایش میشود.
کویت ۱۹۹۰: حاکمیت نقض شد
وقتی صدام حسین به کویت حمله کرد و ادعا کرد «استان نوزدهم عراق» است، جهان واکنش نشان داد. شورای امنیت سازمان ملل با اکثریت رأی، مداخله نظامی را تأیید کرد. پیام روشن بود: یک کشور نمیتواند کشور دیگری را ببلعد.
یونان ۲۰۱۵: حاکمیت اقتصادی از دست رفت
مردم یونان در همهپرسی به ریاضت اقتصادی «نه» گفتند. اما اتحادیه اروپا و صندوق بینالمللی پول شرایط خودشان را تحمیل کردند. یونان رسماً مستقل بود، ولی عملاً بدهکار نمیتواند ارباب باشد. حاکمیت بدون استقلال اقتصادی، پوستهای توخالی است.
حاکمیت دیجیتال: مرز جدید
امروز دادههای میلیونها ایرانی روی سرورهای شرکتهای آمریکایی ذخیره میشود. اتحادیه اروپا با قانون GDPR سعی کرد حاکمیت دیجیتال ایجاد کند و آمریکا، چین و روسیه هم هر کدام قوانین خودشان را نوشتند. حاکمیت دیگر فقط درباره خاک نیست، درباره داده هم هست.
پرسش همیشگی
وقتی یک دولت به شهروندان خودش ظلم میکند، آیا دیگران حق دخالت دارند یا باید به نام حاکمیت ملی ساکت بمانند؟ رواندا، سوریه، و میانمار هر کدام پاسخ متفاوتی از جامعه جهانی گرفتند.
ایمانوئل کانت، فیلسوف بزرگ آلمانی، در سال ۱۷۹۵ رسالهای به نام «صلح پایدار» نوشت و در آن پیشنهاد فدراسیون جهانی از جمهوریها را داد. او میگفت تنها راه پایان دادن به جنگها، ایجاد نهادی فراملی برای حل مسالمتآمیز اختلافات است.
آلبرت اینشتین بعد از بمباران هیروشیما طرفدار پروپاقرص دولت جهانی شد. اگرچه اینشتین خودش بمب اتم نساخت، اما نامه مشهورش به روزولت در ۱۹۳۹ درباره خطر سلاح هستهای، آغازگر پروژه منهتن شد. وقتی بمب ساخته شد و روی هیروشیما انداخته شد، اینشتین عمیقاً پشیمان شد و گفت:
«با شکافتن اتم، همه چیز تغییر کرده جز طرز فکر انسانها. ما به شیوه تفکری کاملاً جدید نیاز داریم اگر میخواهیم بشریت زنده بماند.»
پاسخ ساده است: قدرت. هیچ کشوری، بهویژه قدرتهای بزرگی مثل آمریکا، چین و روسیه، حاضر نیست حاکمیتش را به یک نهاد بالاتر واگذار کند. همه ترجیح میدهند خودشان تصمیم بگیرند تا اینکه یک پارلمان جهانی برایشان تصمیم بگیرد. حتی سازمان ملل هم یک «دولت جهانی» نیست، بلکه فقط یک محل گفتگو است.
حالا که میدانید «پلیس جهانی» وجود ندارد، بیایید یاد بگیریم چطور اخبار بینالمللی را با این عینک بخوانیم.
چه کسی قدرت اجرا دارد؟
وقتی سازمان ملل «محکوم کرد»، بپرسید: آیا کسی پشت این محکومیت نیروی واقعی دارد؟ اگر نه، احتمالاً فقط یک بیانیه کاغذی است.
منافع اقتصادی کجاست؟
وقتی کشوری از «حقوق بشر» یا «دموکراسی» صحبت میکند، ببینید آیا منابع نفتی، معدنی یا مسیرهای تجاری هم در میان هست. انگیزه واقعی اغلب اقتصادی است.
ائتلافها چطور شکل گرفته؟
در نبود پلیس جهانی، کشورها با تشکیل ائتلاف فشار میآورند. ببینید چه کشورهایی کنار هم ایستادهاند و چه کسانی ساکت ماندهاند. سکوت هم یک پیام سیاسی است.
سال ۲۰۱۳ دولت سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرد. اوباما قبلاً گفته بود این «خط قرمز» اوست. اما وقتی لحظه عمل رسید:
روسیه با وتو مانع هر اقدام شورای امنیت شد (حامی اسد بود)
آمریکا عقبنشینی کرد چون هزینه مداخله نظامی بالا بود
سازمان ملل فقط توانست ناظر بفرستد، نه مجری
نتیجه؟ ۱۴۰۰ غیرنظامی با سلاح شیمیایی کشته شدند و هیچکس مجازات نشد. این آنارشی بینالمللی در عمل است.
دفعه بعد که خبری بینالمللی خواندید، این سه سؤال را از خودتان بپرسید. خواهید دید که پشت هر خبر، بازی قدرت و نبود یک داور مرکزی نهفته است.
ایران یکی از ۵۱ عضو مؤسس سازمان ملل در سال ۱۹۴۵ بود. ایران جزو معدود کشورهای آسیایی و خاورمیانهای بود که از ابتدا در تأسیس این سازمان نقش داشت.
هیئت ایرانی در مذاکرات تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر پیشنهادات مهمی ارائه داد:
تأکید بر درج صریح برابری زن و مرد
خواستار درج حق آموزش رایگان
خواستار درج حق کار
نام United Nations را فرانکلین روزولت در ۱۹۴۲ پیشنهاد داد. این نام اول برای اتحاد کشورهایی بود که علیه آلمان نازی و ژاپن میجنگیدند (متفقین) و بعد از جنگ به نام سازمان صلح جهانی تبدیل شد.
۲۴ اکتبر ۱۹۴۵: روز تأسیس سازمان ملل. هر سال به عنوان «روز سازمان ملل» جشن گرفته میشود.
سازمان ملل از بیرون یک ساختمان شیشهای در نیویورک است. اما در داخلش هر روز چه اتفاقی میافتد؟
صبح: لابیگری در راهروها
قبل از هر رأیگیری، دیپلماتها در کافهتریای طبقه چهارم با هم چانه میزنند. بسیاری از توافقات واقعی اینجا شکل میگیرد، نه پشت میکروفون.
ظهر: سخنرانی و مذاکره
هر کشور، از آمریکا تا تووالو (جمعیت ۱۱,۰۰۰ نفر)، دقیقاً همان زمان سخنرانی را دارد. روی کاغذ برابرند، اما همه میدانند وقتی آمریکا حرف میزند، سالن پُرتر است.
عصر: رأیگیری
کشورهای کوچک اغلب با بلوکهای منطقهای رأی میدهند. آفریقا با ۵۴ رأی بزرگترین بلوک است و میتواند هر قطعنامهای را از مجمع عمومی عبور دهد.
سازمان ملل بیشتر از همه یک صحنه دیپلماسی است. قدرتش نه در ارتش، بلکه در اینکه ۱۹۳ کشور را دور یک میز مینشاند و مجبورشان میکند با هم حرف بزنند.
فیدل کاسترو در سال ۱۹۶۰ رکورد زد: ۴ ساعت و ۲۹ دقیقه سخنرانی بدون وقفه! مترجمان سازمان ملل به صورت نوبتی عوض میشدند. قذافی هم در ۲۰۰۹ به جای ۱۵ دقیقه، ۹۶ دقیقه صحبت کرد و منشور سازمان ملل را جلوی دوربین پاره کرد.
هند
۱.۴ میلیارد جمعیت
برزیل
بزرگترین کشور آمریکای لاتین
آلمان
سومین اقتصاد بزرگ جهان
ژاپن
چهارمین اقتصاد بزرگ جهان
اما اعضای فعلی موافقت نمیکنند چون نمیخواهند قدرتشان را تقسیم کنند!
هند بیش از ۲۰ برابر جمعیت فرانسه دارد اما عضو دائم نیست! سازمان ملل بیشتر بازتاب قدرت نظامی ۱۹۴۵ است تا نمایندگی واقعی جهان امروز.
حق وتو چطور تاریخ را شکل داده؟ بیایید به لحظاتی نگاه کنیم که یک «نه» مسیر جهان را عوض کرد.
رواندا ۱۹۹۴
در حالی که ۸۰۰,۰۰۰ نفر در ۱۰۰ روز قتلعام میشدند، شورای امنیت به جای تقویت نیرو، تعداد نیروهای حافظ صلح را کاهش داد.
سوریه ۲۰۱۱ تا امروز
روسیه و چین ۱۶ بار قطعنامههای مربوط به سوریه را وتو کردند. نتیجه: بیش از ۵۰۰,۰۰۰ کشته و میلیونها آواره.
کویت ۱۹۹۰: وقتی وتو نشد
بعد از حمله عراق، شوروی برای اولین بار با غرب همراه شد. بدون وتو، شورا مجوز آزادسازی کویت را صادر کرد. نتیجه: عملیات نظامی در ۴۲ روز تمام شد.
از ۱۹۴۵ تاکنون بیش از ۲۹۰ وتو ثبت شده. هر وتو داستانی دارد و پشت هر داستان، جان انسانهایی که نجات نیافتند.
بیشتر وتوها اصلاً به رأیگیری نمیرسند! وقتی یک عضو دائم به صورت خصوصی بگوید «ما وتو میکنیم»، قطعنامه اصلاً روی میز نمیآید. کارشناسان تخمین میزنند تعداد این «وتوهای پنهان» چندین برابر وتوهای رسمی است. یعنی آمار واقعی انسداد شورا بسیار بیشتر از چیزی است که میبینیم.
یک ترفند جالب در شورای امنیت: اعضای دائم میتوانند به جای «نه» گفتن، ممتنع رأی بدهند. رأی ممتنع عضو دائم وتو حساب نمیشود! چین بارها از این روش استفاده کرده تا هم مخالفتش را نشان دهد و هم قطعنامه را متوقف نکند. این یک بازی ظریف دیپلماتیک است.
در ۱۹۵۰ وقتی شوروی قطعنامه جنگ کره را وتو کرد، آمریکا راهی هوشمندانه پیدا کرد: قطعنامه «اتحاد برای صلح» را از مجمع عمومی گذراند. طبق این قطعنامه، اگر شورا فلج شود، مجمع عمومی میتواند توصیه به اقدام نظامی کند. این مکانیزم هنوز هم گاهی استفاده میشود.
وتو فقط یک ابزار رأیگیری نیست. بیایید ببینیم چطور کل سیاست بینالملل را شکل میدهد.
چتر حمایتی
متحدان اعضای دائم میدانند هرگز محکوم نمیشوند. اسرائیل، سوریه اسد، و کره شمالی هر کدام زیر چتر وتوی حامیشان عمل میکنند. این جسارت آنها را بالا میبرد.
عدالت دوگانه
عراق کویت را اشغال کرد و فوراً مجازات شد (حامی نداشت). اما اشغال کریمه توسط روسیه بدون واکنش شورا ماند. تفاوت؟ یکی عضو دائم بود، دیگری نبود.
فشار برای اتحاد جایگزین
هر بار که شورا فلج میشود، کشورها به جای آن ائتلافهای موقت میسازند. ناتو بدون مجوز شورا در کوزوو مداخله کرد (۱۹۹۹). این یک شمشیر دولبه است: مشکل را حل میکند اما قانون بینالملل را تضعیف میکند.
وتو فقط یک رأی «نه» نیست. یک سیستم کامل از حمایت، مصونیت و عدالت نابرابر ساخته که کل نظم جهانی را شکل میدهد.
در مارس ۲۰۲۳، دادگاه کیفری بینالمللی (ICC) حکم بازداشت ولادیمیر پوتین را صادر کرد. این اولین بار بود که رهبر یکی از اعضای دائم شورای امنیت تحت پیگرد بینالمللی قرار گرفت! اتهام: انتقال غیرقانونی کودکان اوکراینی به روسیه.
روسیه عضو ICC نیست و این حکم را به رسمیت نمیشناسد. پوتین در سال ۲۰۲۴ به مغولستان (که عضو ICC است) سفر کرد و مغولستان با وجود تعهد قانونی به بازداشت او، هیچ اقدامی نکرد. چرا؟ چون از عواقب سیاسی و اقتصادی رویارویی با روسیه میترسید.
آمریکا هم عضو ICC نیست. در سال ۲۰۰۲، کنگره آمریکا قانونی تصویب کرد به نام American Service-Members' Protection Act (معروف به «قانون حمله به لاهه») که به رئیسجمهور اجازه میدهد برای آزادسازی شهروندان آمریکایی بازداشتشده توسط ICC، از «همه ابزارهای لازم» استفاده کند.
عدالت بینالمللی در عمل چه شکلی است؟ بیایید سه پرونده واقعی را مقایسه کنیم.
چارلز تیلور (لیبریا) — عدالت اجرا شد
رئیسجمهور سابق لیبریا به جرم جنایت جنگی در سیرالئون محاکمه و به ۵۰ سال زندان محکوم شد. چرا موفق بود؟ چون هیچ قدرت بزرگی حامیش نبود و کشورهای آفریقایی همکاری کردند.
عمر البشیر (سودان) — عدالت معلق
ICC در ۲۰۰۹ حکم بازداشت رئیسجمهور سودان را صادر کرد. او ۱۳ سال آزادانه به کشورهای عضو ICC سفر کرد و هیچکس بازداشتش نکرد. فقط بعد از سرنگونی داخلی در ۲۰۱۹ زندانی شد.
هنری کیسینجر (آمریکا) — عدالت غیرممکن
بسیاری از حقوقدانان بینالمللی معتقدند نقش کیسینجر در بمباران کامبوج و کودتای شیلی مصداق جنایت جنگی است. اما چون آمریکا عضو ICC نیست، هیچ مرجعی صلاحیت رسیدگی نداشت. او در ۲۰۲۳ در ۱۰۰ سالگی درگذشت.
الگو روشن است: عدالت بینالمللی فقط وقتی کار میکند که متهم حامی قدرتمندی نداشته باشد. این بزرگترین چالش حقوق بینالملل در قرن بیست و یکم است.
از زمان تأسیس IMF و بانک جهانی، همیشه یک اروپایی رئیس IMF و یک آمریکایی رئیس بانک جهانی بوده. هیچوقت یک آفریقایی، آسیایی، یا آمریکای لاتینی این پستها را نداشته! این «توافق نانوشته» حتی یک بار هم شکسته نشده.
آمریکا حدود ۱۶ درصد حق رأی در IMF دارد. عدد کوچکی به نظر میرسد، اما چون تصمیمات مهم به ۸۵ درصد موافقت نیاز دارد، بدون رأی آمریکا هیچ تصمیم بزرگی تصویب نمیشود. در مقابل، کل قاره آفریقا با ۵۴ کشور کمتر از ۵ درصد حق رأی دارد!
هم IMF و هم بانک جهانی مقرشان در واشنگتن دیسی است، درست روبروی هم و چند خیابان دورتر از کاخ سفید. منتقدان میگویند این تصادفی نیست و نشاندهنده نفوذ آمریکا بر هر دو نهاد است.
در ژوئیه ۱۹۴۴، وقتی هنوز جنگ جهانی دوم ادامه داشت، نمایندگان ۴۴ کشور در هتل Mount Washington در شهر کوچک برتون وودز نیوهمپشایر جمع شدند و نظام اقتصادی جهان پس از جنگ را طراحی کردند. تصمیماتی که در آن هتل گرفته شد، هنوز اقتصاد جهان را شکل میدهد.
وامهای بینالمللی فقط پول نیست. بیایید ببینیم یک وام IMF چطور زندگی مردم عادی را تغییر میدهد.
آرژانتین ۲۰۰۱: فروپاشی
بعد از سالها ریاضت به توصیه IMF، اقتصاد کاملاً فروپاشید. مردم برای برداشت پولشان از بانک صف میکشیدند. در یک هفته ۵ رئیسجمهور عوض شد!
کره جنوبی ۱۹۹۷: بازگشت
کره جنوبی شرایط سخت IMF را پذیرفت. مردم حتی طلاهایشان را برای نجات اقتصاد اهدا کردند. کره وام را ۳ سال زودتر پس داد و امروز یازدهمین اقتصاد بزرگ جهان است.
مالزی ۱۹۹۷: راه سوم
ماهاتیر محمد وام IMF را رد کرد و به جایش کنترل ارز اعمال کرد. همه گفتند دیوانه است، اما مالزی سریعتر از همسایگانش بهبود یافت.
چین، روسیه و هند جایگزین ساختهاند: بانک توسعه جدید (BRICS) و بانک زیرساخت آسیا (AIIB) با وعده شرایط بهتر. اما منتقدان میگویند این بانکها هم منافع سیاسی بنیانگذارانشان را دنبال میکنند.
درس تاریخ: نسخه واحد برای همه کشورها جواب نمیدهد. کره پذیرفت و موفق شد، آرژانتین پذیرفت و شکست خورد، مالزی نپذیرفت و موفق شد.
فنلاند و سوئد بیش از ۷۰ سال بیطرف بودند. حتی در جنگ سرد که اروپا به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود، بیطرف ماندند. اما حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ همه چیز را عوض کرد.
فنلاند ۱۳۰۰ کیلومتر مرز مشترک با روسیه دارد. حمایت مردم فنلاند از عضویت در ناتو از ۲۵ درصد قبل از جنگ به بیش از ۷۵ درصد بعد از جنگ رسید! فنلاند در آوریل ۲۰۲۳ و سوئد در مارس ۲۰۲۴ رسماً به ناتو پیوستند.
پوتین ادعا کرد یکی از دلایل حمله به اوکراین جلوگیری از گسترش ناتو بود. اما نتیجه دقیقاً عکس شد: ناتو نه تنها دو عضو جدید گرفت، بلکه اتحاد درونیاش قویتر و بودجه نظامی اعضایش بیشتر شد.
سازمانهای منطقهای همه یک شکل نیستند. بیایید ببینیم وقتی بحران پیش میآید، هر کدام چطور واکنش نشان میدهند.
اتحادیه اروپا و بحران اوکراین
ظرف ۴۸ ساعت بعد از حمله روسیه، اتحادیه اروپا بسته تحریمی بیسابقهای تصویب کرد. ۲۷ کشور با منافع متفاوت (آلمان وابسته به گاز روسیه بود!) در زمان رکورد به توافق رسیدند. سرعت عمل حیرتانگیز بود.
آسهآن و بحران میانمار
بعد از کودتای نظامی ۲۰۲۱ در میانمار، آسهآن یک «اجماع پنجبندی» صادر کرد. اما اصل عدم دخالت مانع هر اقدام جدی شد. سه سال بعد هنوز خشونت ادامه دارد و آسهآن فقط نگران است.
اتحادیه عرب و بهار عربی
در ۲۰۱۱ وقتی انقلابها خاورمیانه را فراگرفت، اتحادیه عرب عضویت سوریه را تعلیق کرد اما در مورد بحرین سکوت کرد. چرا؟ چون عربستان از دولت بحرین حمایت میکرد. منافع اعضا بر اصول غلبه کرد.
الگو روشن است: سازمانهایی که اعضایشان حاضر به واگذاری بخشی از حاکمیت هستند (مثل اتحادیه اروپا) مؤثرتر عمل میکنند. سازمانهایی که روی «عدم دخالت» تأکید دارند، در بحرانها ناتوان میمانند.
گروه BTS به تنهایی سالانه میلیاردها دلار به اقتصاد کره جنوبی کمک میکند: از فروش آلبوم و کنسرت گرفته تا توریسم و محصولات جانبی. اما اثرش فراتر از اقتصاد است: میلیونها نوجوان حالا میخواهند زبان کرهای یاد بگیرند، غذای کرهای بخورند، و به کره سفر کنند.
این چیزی است که هیچ ارتش و تحریمی نمیتواند ایجاد کند!
هالیوود با ۴٪ بودجه ارتش، شاید تأثیر بیشتری بر تصویر جهانی آمریکا گذاشته باشد.
ایران هم قدرت نرم قابلتوجهی دارد: شعر حافظ و مولانا، سینمای فرهادی و کیارستمی، غذای ایرانی، و تمدن چندهزارساله. مولانا طبق گزارشهای کریستین ساینس مانیتور و واشنگتن پست، پرفروشترین شاعر در آمریکاست! اما این ظرفیتها هرگز به صورت استراتژیک استفاده نشدهاند.
منبع: Christian Science Monitorقدرت نرم و سخت در تئوری سادهاند. اما بیایید ببینیم کشورها در عمل چطور از این ابزارها استفاده میکنند.
چین: کمربند و جاده
چین با سرمایهگذاری تریلیون دلاری در بنادر، راهآهن و جاده در ۱۵۰ کشور، وابستگی اقتصادی ایجاد میکند. ظاهراً کمک است، اما وقتی سریلانکا نتوانست وامش را پس بدهد، بندر هامبانتوتا را ۹۹ ساله به چین اجاره داد.
ترکیه: دیپلماسی سریالی
سریالهای ترکی در بیش از ۱۵۰ کشور پخش میشود. ترکیه دومین صادرکننده سریال جهان بعد از آمریکاست. از بالکان تا خاورمیانه، میلیونها نفر فرهنگ ترکی را از طریق تلویزیون جذب کردهاند.
قطر: دیپلماسی ثروت
کشوری با ۳ میلیون جمعیت که جام جهانی ۲۰۲۲ را میزبانی کرد، شبکه الجزیره را اداره میکند، و در بحرانهای بینالمللی میانجیگری میکند. قطر ثابت کرد پول میتواند جای ارتش را بگیرد.
در قرن بیست و یکم، کشورهای هوشمند دیگر فقط با توپ و تانک نفوذ نمیکنند. سریال، بندر، و جام جهانی هم سلاحاند.
کنوانسیون وین ۱۹۶۱ میگوید سفارتخانهها مصونیت دارند. پلیس کشور میزبان حتی با حکم دادگاه هم حق ورود ندارد!
جولیان آسانژ، مؤسس ویکیلیکس، از ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۹ هفت سال در سفارت اکوادور در لندن پناه گرفت. پلیس بریتانیا دور سفارت نگهبانی میداد اما حق ورود نداشت. هزینه این نگهبانی: بیش از ۱۳ میلیون پوند!
در ۱۹۸۴، از داخل سفارت لیبی در لندن به تظاهرکنندگان تیراندازی شد و یک مأمور پلیس زن بریتانیایی به نام ایوان فلچر کشته شد. اما دولت بریتانیا نتوانست وارد سفارت شود و فقط روابط دیپلماتیک با لیبی را قطع کرد.
دیپلماسی در فیلمها شبیه سخنرانیهای باشکوه است. اما در واقعیت، بیشتر توافقات بزرگ تاریخ در لحظات کوچک شکل گرفتند.
پینگپنگ که جهان را عوض کرد
در ۱۹۷۱ تیم پینگپنگ آمریکا به چین دعوت شد. این «دیپلماسی پینگپنگ» زمینهساز سفر تاریخی نیکسون به پکن شد و ۲۵ سال دشمنی را پایان داد. یک بازی ورزشی، دروازهای شد به تغییر نظم جهان.
تلفنی که جنگ هستهای را متوقف کرد
در بحران موشکی کوبا (۱۹۶۲)، کندی و خروشچف از طریق نامههای محرمانه و واسطهها مذاکره کردند. جهان تا ۱۳ روز از جنگ هستهای فاصله داشت. بعد از آن «خط تلفن مستقیم» بین کاخ سفید و کرملین ایجاد شد تا دیگر هرگز ارتباط قطع نشود.
دستدادی که کسی انتظارش را نداشت
در ۱۹۹۳، یاسر عرفات و اسحاق رابین در کاخ سفید دست دادند. ماهها مذاکره پنهانی در نروژ پیش از این لحظه انجام شده بود. کسی نمیدانست تا لحظه آخر. این نشان میدهد مؤثرترین دیپلماسی اغلب دور از چشم رسانههاست.
دیپلماسی هنر پیدا کردن راهحل در لحظاتی است که همه فکر میکنند راهحلی وجود ندارد. گاهی یک بازی پینگپنگ بیشتر از یک ارتش کار میکند.
SWIFT سیستم پیامرسانی بانکی است که روزانه تریلیونها دلار بین ۱۱ هزار بانک در ۲۰۰ کشور جابجا میکند. قطع دسترسی به SWIFT مثل قطع تلفن یک کشور در دنیای مالی است!
ایران دو بار از SWIFT قطع شده: اول در ۲۰۱۲ به خاطر برنامه هستهای (بعد از برجام در ۲۰۱۶ وصل شد)، و دوباره در ۲۰۱۸ بعد از خروج آمریکا از برجام. این قطعی تجارت خارجی ایران را به شدت مختل کرد و مردم مجبور به استفاده از صرافیهای غیررسمی شدند.
بعد از حمله روسیه به اوکراین در ۲۰۲۲، بانکهای بزرگ روسیه هم از SWIFT قطع شدند. این اقدام «بمب اتم مالی» نامیده شد. روسیه سیستم جایگزین SPFS را توسعه داده اما هنوز در مقایسه با SWIFT بسیار کوچک است.
تحریم روی همه یکسان اثر نمیگذارد. بیایید ببینیم چطور یک تحریم از کاخ ریاستجمهوری تا سفره مردم عادی سرایت میکند.
لایه اول: دولت و نخبگان
داراییهای خارجی منجمد میشود، سفر ممنوع میشود. اما نخبگان معمولاً راههای دور زدن پیدا میکنند: شرکتهای واسطه، گذرنامه دوم، و صرافیهای غیررسمی.
لایه دوم: بخش خصوصی
شرکتهای بینالمللی از ترس جریمه آمریکایی، حتی تجارت مجاز را هم قطع میکنند. این پدیده «بیشتبعیت» (over-compliance) نام دارد و اثر تحریم را چند برابر میکند.
لایه سوم: مردم عادی
در عراق دهه ۱۹۹۰، تحریمها باعث مرگ تخمینی ۵۰۰,۰۰۰ کودک از سوءتغذیه و کمبود دارو شد. مادلین آلبرایت وزیر خارجه آمریکا در مصاحبهای گفت «قیمتش ارزشش را داشت.» این جمله هنوز بحثبرانگیزترین جمله تاریخ تحریمهاست.
تفاوت کلیدی: در آفریقای جنوبی تحریم جهانی بود و اکثر کشورها شرکت کردند. اما در کوبا، تحریم فقط آمریکایی بود و بقیه جهان با کوبا تجارت میکرد. تحریم وقتی کار میکند که فراگیر باشد و هدف مشخصی داشته باشد.
دفعه بعد که درباره تحریم خواندید، بپرسید: چه کسی واقعاً آسیب میبیند؟ نخبگان معمولاً راه فرار دارند. این مردم عادی هستند که بیشترین بها را میپردازند.
حتی قویترین کشور جهان همیشه به تعهداتش پایبند نیست. ترامپ در دوره اول آمریکا را از چندین معاهده مهم خارج کرد:
توافق پاریس — تغییرات اقلیمی
برجام — توافق هستهای ایران
پیمان INF — محدودیت موشکهای هستهای
بایدن بعد از پیروزی، آمریکا را به توافق پاریس برگرداند اما به برجام برنگشت. این نشان میدهد معاهدات با تغییر دولت زیر سؤال میروند. به همین دلیل بسیاری میگویند هر ۴ سال ممکن است سیاست آمریکا ۱۸۰ درجه عوض شود و نمیتوان به تعهداتش اعتماد کرد.
پشت هر معاهده بزرگ، داستانی از چانهزنیهای طاقتفرسا، بنبستها و سازشهای لحظه آخری نهفته است.
توافق پاریس: یک کلمه که همه چیز را نجات داد
در ۲۰۱۵ مذاکرات اقلیمی پاریس در آستانه شکست بود. آمریکا نمیخواست متن «الزامآور» باشد چون سنا تصویبش نمیکرد. راهحل؟ وکلا کلمه «shall» (باید) را به «should» (بهتر است) تغییر دادند. یک کلمه، تفاوت بین توافق و شکست بود.
برجام: ۱۲ سال مذاکره برای ۱۵۹ صفحه
مذاکرات هستهای ایران از ۲۰۰۳ شروع شد و تا ۲۰۱۵ طول کشید. فقط دور آخر در وین ۱۸ شبانهروز بدون وقفه ادامه داشت. ظریف و کری بیش از ۳۰۰ ساعت رو در رو مذاکره کردند. نتیجه: سندی ۱۵۹ صفحهای با جزئیات فنی فوقالعاده پیچیده.
کنوانسیون ژنو: قوانینی متولد از وحشت
هانری دونان، تاجر سوئیسی، در ۱۸۵۹ اتفاقی شاهد نبرد سولفرینو شد: ۴۰,۰۰۰ سرباز زخمی و مرده بدون کمک رها شده بودند. او چنان تکان خورد که صلیب سرخ را تأسیس کرد و کنوانسیون ژنو اولین قوانین جنگ شد. یک شاهد عینی، مسیر حقوق بینالملل را عوض کرد.
معاهدات خشک و حقوقی به نظر میرسند، اما پشت هر کدام انسانهایی هستند که ساعتها، ماهها و گاهی سالها برای یک کلمه جنگیدهاند.
در سال ۱۹۹۴، حدود ۸۰۰ هزار نفر در فقط ۱۰۰ روز کشته شدند. روزی حدود ۸ هزار نفر. اکثر قربانیان با ماچت (شمشیر کوتاه) کشته شدند، نه اسلحه گرم.
سازمان ملل نیروهای حافظ صلح داشت اما به آنها دستور عدم دخالت داده بود. ژنرال رومئو دالر، فرمانده کانادایی این نیروها، بعدها با حسرت گفت با تنها ۵ هزار سرباز مجهز میتوانست نسلکشی را متوقف کند، اما از تمام درخواستهایش برای دریافت نیرو و تجهیزات بیشتر سر باز زده شد.
فاجعه رواندا همراه با کشتار سربرنیتسا در بوسنی (۱۹۹۵) باعث شد جامعه بینالمللی به فکر بیفتد. نتیجه: تصویب اصل «مسئولیت حفاظت» (R2P) در سال ۲۰۰۵ که میگوید جامعه بینالمللی مسئول است وقتی دولتی از شهروندانش محافظت نمیکند.
چرا جهان در بعضی بحرانها مداخله میکند و در بعضی سکوت؟ بیایید الگو را پیدا کنیم.
کوزوو ۱۹۹۹: مداخله بدون مجوز
روسیه وتو کرد، ناتو بدون مجوز شورا بمباران کرد. چرا؟ اروپا نمیخواست نسلکشی دیگری در حیاط خلوتش رخ دهد.
لیبی ۲۰۱۱: مداخله با مجوز
روسیه و چین ممتنع رأی دادند (وتو نکردند). چرا؟ نفت لیبی برایشان حیاتی نبود و اتحادیه عرب هم درخواست کرده بود.
سوریه ۲۰۱۱: سکوت با وتو
روسیه پایگاه نظامی در سوریه داشت و اسد متحدش بود. ۱۶ بار وتو کرد.
یمن ۲۰۱۵: سکوت بدون وتو
عربستان (متحد غرب) بمباران میکرد. هیچکس حتی قطعنامهای پیشنهاد نداد. وقتی متحدت قوی باشد، R2P فراموش میشود.
میانمار ۲۰۱۷: محکومیت بدون اقدام
پاکسازی قومی روهینگیا. چین (حامی میانمار) مانع هر اقدام جدی شد. سازمان ملل فقط «ابراز نگرانی» کرد.
الگو روشن است: مداخله وقتی اتفاق میافتد که منافع قدرتهای بزرگ تهدید نشود. R2P اصلی اخلاقی است، اما اجرایش کاملاً سیاسی.
از سال ۲۰۱۴ تاکنون بیش از ۲۸,۰۰۰ نفر در دریای مدیترانه غرق شدهاند. بیشترشان از آفریقا و خاورمیانه فرار میکردند. مدیترانه خطرناکترین مسیر مهاجرت در جهان است. در ۲۰۲۳ به تنهایی بیش از ۳,۱۰۰ نفر جان باختند.
برخلاف تصور رایج، بیشتر پناهندگان به اروپا یا آمریکا نمیروند. ۸۵ درصد پناهندگان جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند. ترکیه با ۳.۶ میلیون بیشترین پناهنده را در جهان میزبانی میکند، بعد از آن ایران و کلمبیا هستند.
حدود ۴۰ درصد آوارگان جهان زیر ۱۸ سال هستند. بسیاری از آنها در اردوگاهها به دنیا آمدهاند و هیچ کشوری را «خانه» نمیشناسند. کودکان اردوگاه زعتری در اردن، بزرگترین اردوگاه سوریها، مدرسه و بیمارستان دارند اما آیندهای نامعلوم.
پناهندگی فقط یک آمار نیست. بیایید مسیر واقعی یک خانواده پناهنده را دنبال کنیم.
حلب، سوریه: فرار
بمباران خانه. خانواده با یک کولهپشتی فرار میکند. از این لحظه «آواره داخلی» هستند.
اردوگاه زعتری، اردن: انتظار
از مرز عبور میکنند و «پناهنده» میشوند. اردوگاه زعتری جمعیتی معادل ۸۰,۰۰۰ نفر دارد، شبیه یک شهر کوچک با سوپرمارکت و مدرسه.
درخواست پناهندگی: «پناهجو» شدن
اگر بخواهند به اروپا بروند، باید درخواست بدهند و «پناهجو» شوند. میانگین زمان بررسی در آلمان: ۶ تا ۱۸ ماه بلاتکلیفی.
اسکان: شروع دوباره
اگر پذیرفته شوند، باید زبان جدید یاد بگیرند، کار پیدا کنند، و از صفر شروع کنند. یک پزشک سوری ممکن است مجبور شود راننده تاکسی شود.
پشت هر آمار، میلیونها داستان انسانی مثل این نهفته است. تفاوت «پناهنده» و «مهاجر» فقط حقوقی نیست، تفاوت بین انتخاب و اجبار است.
دریاچه ارومیه که زمانی بزرگترین دریاچه خاورمیانه و یکی از بزرگترین دریاچههای نمکی جهان بود، بیش از ۹۰ درصد آبش را از دست داده. تصاویر ماهوارهای فاجعهای را نشان میدهند که در یک نسل اتفاق افتاده.
ترکیبی از تغییرات اقلیمی (کاهش بارندگی، افزایش دما) و مدیریت نادرست آب (ساخت سدهای بیرویه، برداشت بیش از حد برای کشاورزی). این نشان میدهد چالشهای زیستمحیطی هم علل طبیعی دارند و هم علل انسانی.
خشک شدن دریاچه ارومیه یک مشکل «محلی» نیست. طوفانهای نمکی میتواند میلیونها نفر در شمالغرب ایران، ترکیه و حتی دورتر را تحت تأثیر قرار دهد. گرد و غبار نمکی به چشم و ریه آسیب میزند و زمینهای کشاورزی را شور و غیرقابل استفاده میکند.
چالشهای جهانی جداگانه نیستند. مثل دومینو، هر کدام دیگری را تشدید میکند. بیایید این زنجیره را ببینیم.
گرمایش زمین → خشکسالی
سوریه بین ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ بدترین خشکسالی ۹۰۰ ساله خود را تجربه کرد. ۱.۵ میلیون کشاورز خانه و کارشان را از دست دادند.
خشکسالی → مهاجرت و بیثباتی
کشاورزان آواره به شهرها هجوم آوردند. فقر و نارضایتی زمینهساز شورش ۲۰۱۱ شد. محققان خشکسالی را یکی از عوامل پنهان جنگ داخلی سوریه میدانند.
جنگ → بحران پناهندگی
۶.۵ میلیون سوری از کشور فرار کردند. اروپا با بزرگترین بحران پناهندگی از جنگ جهانی دوم مواجه شد.
پناهندگی → بحران سیاسی در اروپا
موج ضدمهاجرتی رشد کرد. برکزیت تا حدی نتیجه ترس از مهاجرت بود. احزاب راست افراطی در سراسر اروپا قدرت گرفتند.
یک خشکسالی در سوریه، ده سال بعد به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا ختم شد. در دنیای امروز، هیچ بحرانی «محلی» نیست.
در ۱۹۴۸ وقتی اعلامیه جهانی حقوق بشر تدوین میشد، نماینده ایران عبدالحسین هژیر از امضاکنندگان بود. جالبتر اینکه کوروشنامه (منشور کوروش کبیر، حدود ۵۳۹ پ.م.) اغلب به عنوان یکی از نخستین اسناد حقوق بشر شناخته میشود. ایرانی که روزی پیشگام حقوق بشر بود، حالا خودش موضوع قطعنامههای حقوق بشری سازمان ملل است.
کشورهای غنی از نفت اغلب ضعیفتر توسعه یافتهاند. نروژ استثناست: درآمد نفت را در صندوق ثروت ملی ۱.۴ تریلیون دلاری ذخیره کرد. ایران با ذخایر مشابه، صندوق توسعه ملیاش را عمدتاً برای هزینههای جاری خرج کرده. تفاوت؟ مدیریت و نهادسازی.
روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند، معادل یکپنجم مصرف جهانی. ایران یک طرف این تنگه را کنترل میکند. هر تنشی در این منطقه، قیمت بنزین را در سراسر جهان بالا میبرد.
ایران را از دید چهار بازیگر مختلف ببینید. هر کدام تصویر متفاوتی از همان کشور دارند.
از دید آمریکا
تهدید منطقهای، حامی گروههای نیابتی، برنامه هستهای نگرانکننده. سیاست: تحریم حداکثری و انزوا. رابطه از ۱۹۷۹ قطع است.
از دید چین
شریک انرژی ارزشمند و مشتری مهم نفتی. در ۲۰۲۱ توافق ۲۵ ساله همکاری جامع امضا شد. چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و تحریمهای آمریکا را کاملاً رعایت نمیکند.
از دید عربستان
رقیب منطقهای اصلی. جنگ نیابتی در یمن، سوریه و عراق. اما در ۲۰۲۳ با میانجیگری چین توافق کردند و سفارتخانهها بازگشایی شد. رقابت ادامه دارد اما مدیریتشدهتر.
از دید کشورهای همسایه
همسایه بزرگ و تأثیرگذار. افغانستان و عراق عمیقاً تحت نفوذ ایران هستند. ترکیه هم رقیب است هم شریک تجاری. پاکستان رابطهای پیچیده و متغیر دارد.
یک کشور واحد، چهار تصویر کاملاً متفاوت. این همان پیچیدگی روابط بینالملل است: حقیقت بستگی دارد از کدام زاویه نگاه کنید.
شما ابزارها را یاد گرفتید. حالا بیایید ببینیم چطور هر روز از این دانش استفاده کنید.
۱. اخبار را با چشم تحلیلگر بخوانید
دفعه بعد که خبری درباره تحریم، وتو، یا بحران خواندید، از خودتان بپرسید: منافع چه کسی در خطر است؟ چه کسی قدرت تصمیمگیری دارد؟
۲. هر داستان را از چند زاویه ببینید
یک خبر را از منابع مختلف (ایرانی، غربی، عربی) بخوانید. تفاوت روایتها خودش درسآموز است.
۳. از شعارها فراتر بروید
وقتی سیاستمداری شعار میدهد، بپرسید: مکانیزم اجرا چیست؟ چه کسی هزینه میپردازد؟ سابقه عمل به وعدههایش چیست؟
۴. گفتگو کنید، نه بحث
دانش سیاسی را با اطرافیانتان به اشتراک بگذارید. هدف متقاعد کردن نیست، هدف فهمیدن دیدگاههای مختلف است.
۵. امید را حفظ کنید
تاریخ نشان داده تغییر همیشه ممکن است. دیوار برلین فرو ریخت. آپارتاید پایان یافت. آگاهی اولین قدم تغییر است.
سواد سیاسی یک مقصد نیست، یک مسیر است. شما اولین قدم را برداشتید. بقیه راه در دست خودتان است.